ادامه داد. وي كاتوي شهربان، اوويديوس، سيسرون، قيصر، دوناتوس، اوگوستينوس، و
تسليات بويتيوس را به يونانيان شناساند؛ امكان دارد او مترجم يوناني مدخل
الهيات قديس توما باشد.
براي اعتبار روزافزون فرهنگ لاتيني چه شاهدي بهتر از اين ميتوان يافت؟ مردم لاتينيزبان كه يونانيان ــ مدتي نه چندان پيش ــ با چنان نخوتي در آنان مينگريستند؛ اينك، همطراز شمرده ميشدند. لازم است اضافه كنيم يونانياني كه چنين احساسي داشتند تعدادشان انگشتشمار بود.
اكثريت عظيم، چنان با كليساي روم و مردم لاتيني دشمن بودند كه قادر به قبول هيچ گذشت يا برابري نبودند، چه رسد به اين كه كتابهاشان را بخوانند يا تأثير زشتشان را بپذيرند. علاقهٴ پلانودِس به قلمرو لاتيني امري استثنايي بود، و ناشي از اين كه وي سفير آندرونيكوس دوم در ونيز بود و توانسته بود كاميابيهاي غربيان را دريابد و ارزيابي كند. به هر حال، اين مطلب ارزش زيادي داشت، بايد آن را در حكم روزنهاي بدانيم كه در آينده رويدادهاي فراواني را موجب شد.
براي بسياري از فضلا پلانودِس به عنوان موٴلف مجموعههاي ادبي يوناني معروف است، ولي انتقال افكار لاتيني به مردم يونانيزبان به او اعتبار بيشتري ميبخشد.
ب) سرياني. رشد موازي آثار دوگانهٴ سرياني، يعني آثار يعقوبي و آثار نسطوري، در اين دوره هم كه آخرين دوره بود، ادامه يافت. در سدهٴ بعدي هم چند نويسندهٴ سرياني وجود داشت، ولي آنان در خور اعتنا نبودند. دو موٴلف سرياني كه اكنون، از آنان سخن خواهيم گفت آخرين كساني هستند كه حقيقتاً داراي اعتبار علمي يا فلسفي بودند، و از عجايب روزگار آن كه يكي از آنان بزرگترين نويسندهٴ سرياني همهٴ اعصار، بود.
ابوالفرج، راهب يعقوبي، كه به مقام مافريان رسيد، نه تنها يك نويسندهٴ بزرگ سرياني، بلكه از شخصيتهاي ممتاز قرون وسطا، بود. اگر نامي بزرگ قادر به حفظ يك زبان ميبود، مسلماً زبان سرياني، در سايهٴ نبوغ اين يهوديزادهاي كه در استفادهٴ از آن بر همهٴ سريانيان پيشي گرفت، حفظ شده بود. شك نيست كه نبوغ ادبي موجب اعتلاي يك زبان ميشود و بدان نوعي جاودانگي ميبخشد، ولي قادر به نفوذ اجتماعي و اقتصادي نيست كه تنها عوامل رواج آن بهشمار ميروند؛ و تعداد افراد نابغه قادر به حيات بخشيدن به زباني نيست كه در حال مردن است. فعالترين سريانيان به عربي سخن ميگفتند، و اين زبان تدريجاً به صورت زبان اصلي آنان درآمد. طولي نكشيد كه لازم آمد تا برخي آثار ابوالفرج به عربي ترجمه شود تا براي همكيشانش قابل استفاده باشد! او يك دانشمند، و در عين حال فيلسوف و حكيم الٰهي بود، و آثار متعددش نوعي دايرةالمعارف معلومات سرياني را تشكيل ميداد. در اين مورد فوقالعاده براي ما مفيد است، چون پس از بررسي آنها ميتوانيم تا حدي با اطمينان بگوييم كه سريانيان يعقوبي اين مطلب را ميدانستند و آن مطلب را نميدانستند. ابوالفرج رسالههاي ديني متعددي تأليف كرد.
آثار فلسفي او اساساً اقتباس از آثار ارسطويي موجود در زبان عربي بود.